سبحانسبحان، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره

روزهای مادرانه من

سونوی چهارم بارداری ...

1393/3/23 17:34
نویسنده : fatima
220 بازدید
اشتراک گذاری

 

سلام وروجک دوست داشتنی من

مامانی هر روز بیشتر از دیروز عاشقت میشم و هر لحظه برای دیدنت مشتاقتر  ...

اما خیلی خوب میدونم که وقتی به دنیا بیای دلم به اندازه یه دنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا برای این روزها و شبها ، تکون خوردنها و لگد زدنهات ، آزمایش دادنها و سونو و دکتر رفتن ها ، برای تمام دردهای کم و زیاد و نفس نفس زدنها و سوزش معده و حتی حالت تهوع های صبحگاهی اون اوایل ،

برای همه و همه تنگ میشه

 

تصاوير جديد 
زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

 

 

 

مامانی قشنگه ، چهارشنبه 1393/03/22 ساعت 5.5 عصر نوبت سونو داشتم ...

برای چهارمین بار تو این مدت اومدیم دیدنت ، شازده پسر ...

кораблик

بازم من رو تخت دراز کشیدم و بابا دوربین به دست رو به مانیتور دکتر ایستاد ...

بازم آقای دکتر مشغول چک کردن شد و یه سری عدد و رقم گفت 可愛い。水玉。キラキラ。 のデコメ絵文字

و اون خانوم کنار دستش ثبت کرد ...

و بازم من تمام مدت غرق لذت شدم از دیدن شما و شنیدن خبر سلامتیت ... 森ガール かわいい 静止 のデコメ絵文字

 

همه چیز طبیعی و عالی بود ... اما فکر کنم شما یه کم عجله داری پسری ! داری از سن بارداری مامان حسابی جلو میزنی !! هربار تفاوتش بیشتر میشه !! キャラクター かわいい のデコメ絵文字

اولین سونو فقط یه روز فرق داشت (بیشتر بود) ، کلی خوشحال شدم که حساب سونو با حساب خودم تفاوت چندانی نداره اما این تفاوت هی بیشتر شد تا اینبار که دیگه از یه هفته هم کمی بیشتر شد...

اما تو فقط سالم باش و سالم بیا بغلم ، هروقت خواستی بیا ... Flower

 

فرداش ، ینی پنجشنبه هم برای چک آپ ماهیانه رفتم مرکز بهداشت ، اونجا هم آزمایش هم سونوم رو ماما چک کرد و گفت همه چی عالیه ... گفت نی نیت توپولیه ( منم تو دلم گفتم بگو ماشاالله ! )

وزن و فشارم رو هم اندازه گرفت ، نرمال بود .... الهی دورت بگردم که مامانی رو چاق و گنده نکردی و وزنم رو زیاد تغییر ندادی ، شازده کوچولوی نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز

بعدش  هم واکسن کزاز زد برام و گفت تا 48 ساعت نه حمام برو نه استخر ، حوله گرم روش بزار و اگر تب یا درد داشتی استامینوفن بخور ...

و امروز جمعه  1393/03/24 هست و خدا روشکر من نه درد داشتم نه تب کردم ...

شنبه هم سونو و آزمایش رو میبرم پیش دکترم ...

 

پسرکم ، مامان و بابا عاشقانه دوستت دارن свечи

 برای سلامتیت دعا میکنن و برای دیدنت لحظه شماری ...

شما هم لطف کن صحیح و سالم و به موقع بیا بغلمون 

و البته راحت ! 

 

       

 

 

 

 

پسندها (2)

نظرات (0)